تبليغاتX
روياي سبز
رويا ها مانند آفتاب و اميد زندگي فردايمان هستند.
نقاشی تو را می کشم

ولی به جای رنگ قرمز

به قلب فلزیت ضد زنگ می زنم...!

تا از آسیب اشک هایم در امان باشد...... .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 2:25  توسط ... | 

فرياد نزن ای عاشق
من صدايت را درون
قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو
با ذهن خود می نگرم
فرياد نزن ای عاشق
فرياد نزن
!


بی سبب نيست چنين فريادم
بی گناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط زندگيه
هم خودم هم تورو بر باد دادم
بی گناه در دام عشق افتادم


اگر احساسمو می فهميدی
قلبتو دوباره می بخشيدی
لحظه ی پايان اين ديدار را
روز آغازی دگر می ديدی


اگه بيهوده نمی ترسيدم
عشقو آن گونه که هست می ديدم
شايد اين لحظه ی غمگين وداع
قلبمو دوباره می بخشيدم
کاش از اين عشق نمی ترسيدم !


ما سزاواريم اگر گريانيم
اين چنين خسته و سرگردانيم
ما که دانسته به دام افتاديم
چرا از عاشقی رو گردانيم ؟



وقتی پيمان دل و می بستيم
گفته بوديم فقط عاشق هستيم
ولی با عشق نگفتيم هرگز
از دو ایل نا برابر هستیم
از دو ایل نابرابر هستیم



نه گناهکاریم نه بی تقصیریم
منو تو بازیچه ی تقدیریم
هردو در بیراهه ی بی رحم عشق
با دل و احساس خود درگیریم


بیشتر از همیشه دوستت دارم
گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم
زیر آوار فرو ریخته ی عشق
از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم


تو که همدردی مرا یاری بده
به من عاشق امیدواری بده
اگر عشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفاداری بده !
تو به من قول وفاداری بده !

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 1:17  توسط ... | 

William Shakespeare


My crown is in my heart, not on my head;
Not deck'd with diamonds and Indian stones,
Nor to be seen: my crown is called content;
A crown it is that seldom kings enjoy.

تاج ِ خرسندي
ويليام شكسپير


تاج من بر سرم نيست
تاج ِ من بر قلب ِ من جاي دارد
كه الماس و فيروزه آن را نياراسته
و از ديده ها پنهان است

تاج ِ من، خرسندي ِ من است
كه به ندرت پادشاهي را از آن بهره داده اند.
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 3:56  توسط ... | 

بگذار در اوج تنهایی تیره و خاموش

 

خورشید عشق مهمان خلوت ملال آ ور قلبت شوم

 

بگذار! بگذار!

 

لحظه ها به انتظار نمی مانند !

 

همیشه پس پرده حقایقی نهفته است

 

حقایقی که روزگار تلخ گذشته را

 

به رودخانه ی متروک فراموشی می سپارد

 

همیشه حادثه ای هست

 

و آرزویی بر آورده شده

 

که وسعت سرنوشت در قلمرو اوست

مريم جعفري

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 1:13  توسط ... | 

 

گل من پر پر نشوی

 

که بلبلی در باز شدن غنچه ی لبخند تو

 

زبان به سرود باز کرده است

 

شمع من خاموش نگردی

 

که چشمی در پرتو پیوند تو

 

به دیدن آمده است

 

ساقه ی گلبن بهار من نشکنی

 

که دلی در رویش امیدوار تو دل بسته است

 

آفتاب من غروب نکنی

 

که شاخه ی آفتاب گردانی به جست و جوی تو سر برداشته است.

 

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 4:8  توسط ... | 
باز کن پنجره هارا که نسیم روز میلاد اقاقی هارا جشن می گیرد.

سبز باشید... .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 1:27  توسط ... | 

در آنجا بر فراز قله کوه

دو پایم خسته از رنج دویدن


به خود گفتم که در این اوج دیگر


 صدایم را خدا خواهد شنیدن


به سوی ابرهای تیره پر زد


 نگاه روشن امیدوارم

 
ز دل فریاد کردم کای خداوند


 من او را دوست دارم دوست دارم


صدایم رفت تا اعماق ظلمت


بهم زد خواب شوم اختران را


 غبار آلوده و بی تاب کوبید


 در زرین قصر آسمان را


ملائک با هزاران دست کوچک


کلون سخت سنگین را کشیدند


ز طوفان صدای بی شکیبم


به خود لرزیده در ابری خزیدند


ستونها همچو ماران پیچ در پیچ


درختان در مه سبزی شناور


صدایم پیکرش را شستوش داد


ز خک ره درون حوض کوثر


خدا در خواب رویا بار خود بود


بزیر پلکها پنهان نگاهش

 
صدایم رفت و با اندوه نالید


میان پرده های خوابگاهش


ولی آن پلکهای نقره آلود

 
 دریغا تا سحر گه بسته بودند


سبک چون گوش ماهی های ساحل


 به روی دیده اش بنشسته بودند


صدا صد بار نومیدانه برخاست


که عاصی گردد و بر وی بتازد


صدا می خواست تا با پنجه خشم

 
حریر خواب او را پاره سازد


 صدا فریاد می زد از سر درد


بهم کی ریزد این خواب طلایی


من اینجا تشنه یک جرعه مهر


تو آنجا خفته بر تخت خدایی


مگر چندان تواند اوج گیرد


صدایی دردمند و محنت آلود


چو صبح تازه از ره باز آمد


صدایم از صدا دیگر تهی بود

 
ولی اینجا به سوی آسمانهاست

 
 هنوز این دیده امیدوارم


خدایا صدا را میشناسی

 
من او را دوست دارم دوست دارم


                                                                              فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 2:53  توسط ... | 

ساقيا جام ميم ده كه نگارنده ي غيب     نيست معلوم كه در پرده ي اسرار چه كرد

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 2:22  توسط ... | 
آنگاه كه نمادي از اميد
در فنجان قهوه ات نمي بيني
و آنگاه كه در طالع اين ماهت نيز
خبري از معجزه نيست.
بدان كه خداوند همه چيز را به دست خودت سپرده
تا بهترين چيزها را به ارمغان آوري!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 0:16  توسط ... | 

به خدا معجزه خواهد كرد ، يك دل پر احساس ، يك لب پر لبخند .............
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 1:0  توسط ... | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آنگاه كه نيلوفر وجودت ، با گرماي محبت باز گردد ، عشق بر تو نازل مي شود.

پیوندهای روزانه
فروغ
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
پیوندها
گرگ و شب
افسونگرخیال
شکوه عشق
اردی
نگارستان
بركه ي مهتاب
عارفانه ها و عاشقانه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان